آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 26 مهر ماه سال 1387

آخرین بازماندگان سیک‌ها در "دزد آب" 

اردوان روزبه

ardavan.roozbeh@gmail.com

برای شنیدن فایل صوتی «اینجا» را کلیک کنید.

 

 

اگر روزی گذار شما به شهر زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان افتاد، در خیابان امام خمینی حتمن سراغ مکانی به نام "گودواره" را بگیرید و سری به آن بزنید. چرا که در آنجا شما می توانید شاهد مراسم آیینی آخرین بازماندگان اقوام سیک هندوستان در این شهر باشید.

چندی پیش که تولد یکی از پیامبران آنها به نام "گرو گراند سینگ" بود (در واقع مصادف با شب کریسمس ارمنی های ایران) سری به این عبادتگاه زدم. در این عبادتگاه که به شیوه مسلمانان آنها نیز بدان مسجد می گویند جلوی درب، تابلویی نصب شده که تو را از مصرف دخانیات و مشروبات برحذر کرده و اعلام می کند شرط ورود به عبادتگاه این است که سر خود را با پارچه ای پوشانده باشی. در حالی که سیک ها در آیین شان موی سر مرد نباید دیده شود، اما به عکس بر سر حجاب زنان حساسیتی چندانی ندارند.

در ابتدای مراسم جشن، گروهی با خواندن اشعاری به دور بنای مسجد می گشتند و کسانی با آلات موسیقی مخصوص آنها را همراهی می کردند. وارد که شدم، بر بالای جایگاهی که نگهبانی برای حفظ کتاب مقدس بر آن نشسته بود و بر روی آن پر بزرگی را تکان می داد، نشانه ها و علامت هایی از مذهب سیک را قرار داده بودند که یکی از آنها کاملن مشابه آرم جمهوری اسلامی ایران بود و این سوال را برایم پیش آورد که آیا این آرم الگوی آرم دولت جمهوری اسلامی ایران بوده است؟

آنها بودایی ها و هندوها را بت پرست می دانند و بر یکتاپرستی تاکید دارند. سیک ها برای پیامبر اسلام و امامان، احترام مذهبی قایلند. این مراسم مرا به یاد رسوماتی می انداخت که در بعضی فیلم های هندی دیده بودم. داشتم از مراسم برایتان می گفتم، آنها پس از این که چند بار به دور ساختمان گشتند، با احترام وارد مسجد شدند. در دیگر مناطق این حرکت و دور گشتن در خیابان ها انجام می شود اما در این جا به دلیل محدودیت های فرهنگی فقط به دور مسجد بسنده می کنند.

در حین ورود هر کدام مقابل تخت بزرگی که بر روی آن کتاب مقدس قرارد دارد که "گرونانگ" نامیده می شود احترام می گذارند و سپس با عود و عطر های خوش هوای را پر می کنند و با ساز هایی نظیر بنجو و سیتر ضمن نواختن موسیقی بخش هایی از این کتاب مقدس را می خوانند. البته برای خواندن کتاب کسانی که نذر دارند در اولویت هستند و نکته جالب تر اینکه این کتاب در مراسم ها و اعیاد به مدت چهل و هشت ساعت شبانه روز خوانده می شود و این قبیل جشن ها معمولن بخش پایانی مراسم خواندن کتاب مقدس است. "گرو گراند سینگ" دهمین و آخرین پیامبر سیک ها است. اولین پیامبر آنان یعنی "بابا نانگ" که حدود هشت قرن پیش با ترکیبی از اسلام و هندو و حتی برخی فرق دراویش، این دین را به جهانیان عرضه کرد، شاید نمی دانست که روزی بسیاری از مردم هند و سایر ملل به این مذهب گرویده شوند. کودکان سیک نیز نظیر بزرگسالان در برابر کتاب مقدسشان سر بر زمین می سایند. آوردن و بردن کتاب مقدس سیک ها نیز طبق تشریفات خاصی انجام می گیرد.

می گویند بابا نانگ درست در دوره ای که برای مردم عادی، رفتارهای شاهزادگان هندی ممنوع بوده ظهور کرده است. در آن زمان مردم عادی نمی توانستند مانند شاهزادگان دستار به سر ببندند و ریش بلند بگذارند، درس نمی خواندند و حق نداشتند شمشیر بر کمر داشته باشند. او سفری بلند را از هند آغاز کرد و با گذر از افغانستان و ایران و عراق و سوریه به ترویج مذهب خود پرداخت.

بابا نانگ اعتقاد داشت فقط کتاب مقدس که مجموعه ای از پندها و اندرزهای مذهبی است محترم بوده و افراد در این آیین نمی توانند تقدس داشته باشند به همین دلیل بر در و دیوار عبادتگاه آنان شما تصویری از پیامبرانشان نمی بینید. او برای سنت شکنی به پیروانش امر کرده بود که چون شاهزادهگان دستار بر سر ببندند و ریش خود را بلند کنند و همواره با شمشیر راه بروند. خدا پرستی و ایمان به آخرت از مهم ترین مسائل اعتقادی سیک ها است، آنان به شکل خاص خود هر روز نماز می خوانند و تا زنده بودن همسرشان فقط یک بار ازدواج می کنند.  

 

دزد آبی که زاهدان شد
نقل است که روزی رضا شاه پهلوی گذارش به سرزمین سیستان می افتد و بر سر راه به شهری موسوم به "دزد آب" می رسد، در این شهر پیران ریش سفیدی با لباس های بلند و دستاری بر سر به استقبالش می آیند که بزرگان همین سیک ها بوده اند. می گویند رضا شاه از آن زمان نام این شهر را زاهدان خوانده است. از تاریخ دقیق سکونت سیک های هندی تبار در زاهدان اطلاعات دقیقی در دست نیست. اما نقل است در حدود یکصد سال قبل که پاکستان فعلی بخشی از خاک هندوستان بوده، دزد آب یکی از مراکز عبور کالاهای تجاری از شمال به هندوستان محسوب می شده و چون مردم این دیار خونگرم و صمیمی بوده اند به مرور تعدادی از سیک های هندی در اینجا ماندگار شده اند.

"سردار" لقبی است که در زاهدان به سیک ها گفته می شود و جالب تر اینکه چون اسامی آنها کمی سخت تلفظ می شود با شغل هایشان در بین مردم مشهور هستند. «سردار شامی» که مشهور به سردار باطری ساز است یکی از کسانی است که شب جشن با او آشنا شدم. او که کمی از تهیه گزارش و عکس نگران بود، اشاره به برخی محدودیت ها می کرد و می گفت که برای آنها مشکلی نیست دیگران با دینشان آشنا شوند اما شرایط ایجاب می کند کمی جانب احتیاط را داشته باشند. او سه نسل است که در این جا زندگی می کند چنان که از لقبش هم معلوم است، باطری فروشی دارد و اینک فرزندانش در هندوستان مشغول به تحصیل هستند. این مردم با سه زبان فارسی، هندی و پنجابی توام تکلم می کنند.

آخرین سیک ها
در حال حاضر در زاهدان حدود بیست خانوار سیک زندگی می کنند، البته این رقم تا حدود هفت سال پیش دو برابر بوده اما بنابر مشکلات و یا محدودیت هایی که وجود دارد از این شهر کوچ کرده اند. برخی به تهران و تعداد بیشتری به هندوستان. وجود مدرسه ابتدایی که توسط کنسولگری هندوستان در این جا راه اندازی شده است جزو معدود خدمات اختصاصی برای سیک های زاهدان محسوب می شود، اما این مدرسه هم باعث نشده که فرزندان سیک ها در زاهدان به زندگی ادامه دهند.

سردار «ترنجیت» ۵۲ سال دارد و زاهدان به دنیا آمده است. او در مورد این مهاجرت ها می گوید: "پسر من الان در دبی ساکن است.اینجا مشکلات زیاد و امکانات کم است.حتا بعد از انقلاب مشکلات بیشتر هم شده چون ارزش پول ایران کاهش پیدا کرده و از طرفی هنوز علی رغم اینکه ما چند نسل در ایران هستیم اما خارجی محسوب می شویم".

البته دولت ایران بر خلاف اینکه در مورد برخی از اقلیت های دینی سخت گیری هایی دارد در مورد سیک ها چندان سخت گیر نیست که شاید به دلیل تعداد بسیار کم آنها و اینکه این مردم اساسن به دنبال ترویج و گسترش مذهب خود نیستند، باشد. آنها دروغ نمی گویند و سیگار و مشروبات الکلی را حرام می دانند. گوشت نمی خورند چون ذبح حیوانات را ظلم به آنها می دانند و هر روز قبل از آنکه به نماز صبحگاهی خود بپردازند استحمام می کنند.

به دیدن چند سردار دیگر هم می روم، اکثر آنها به فروش لوازم اتومبیل مشغول هستند، در زاهدان عموم بازاریان سردار آفتاب و سردار مهتاب که عمده فروش لوازم ماشین هستند را می شناسند.

کتابی برای دوستی
گروگراند مجموعه پیام هایی است که از چند پیامبر سیک جمع آوری شده، حتی بنابر گفته خودشان صحبت های درویشی از اهل ایران نیز در آن وجود دارد که بعدها به این کتاب مقدس اضافه شده است. در جایی از این کتاب آمده: "نور اول خدا بود و نور است که انسان ها را ساخته و همه انسانها از یک نور ساخته شده اند اما یکی خوب است و یکی بد".

سردار شامی یا همان سردار باطری ساز در مورد وصلت با غیر هم کیشانشان می گوید: "از نظر دین مشکلی وجود ندارد اما اکثر مردم با این مسئله مشکل دارند. خدا یکی است و ادیان هم همه یک چیز می گویند و آنهم انسانیت است. اما این مردم هستند که مشکل درست می کنند".

به هر حال در بسیاری از کشورها وجود تنوع قومی و دینی یکی از نشانه های دموکراسی و آزادی های فردی در آن جامعه محسوب می شود و همیشه یک رنگ بودن نژاد و قوم و دین یک مردم نشانه موفقیت آن جامعه و گردانندگانش به حساب نمی آید. فرصت کردید دیداری از «گودواره» داشته باشید چون شاید فردا دیگر خبری از سیک ها در زاهدان نباشد.