مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 21 دی ماه سال 1387
 Salute to Indian Martyrs by Humayunn N A Peerzaada
 
 شهدای کوچو
نویسنده: اسلم هوت
مختصر زندگی نامه هوت مولاداد فرزند شیرمحمد هوت مولاداد در سال 1228هجری شمسی متولد شده و بیشتر در کوچو زندگی کرده است. سرانجام در سال 1314 هجری شمسی درسن 86 سالگی توسط ماموران رضا شاه در قریه دک تلنگ توابع کوچو با همراهی پنج نفر شهید شده اند.
شایان ذکر است که هوت مولاداد و فرزندش هوت ابراهیم و دلاورانی امثال هوت صدیق فرزند مراد محمد و هوت شاه داد و فرزندش هوت درا و هوت سیدمحمد و هوت مراد فرزند هوت پیرو و میر اشرف فرزند میر احمد و هوت شیرمحمد فرزند هوت مولاداد میریارمحمد فرزند گل محمد هوت داد رحیم فرزند هوت مولاداد هوت جان محمد فرزند پیرو و شیه شیران فرزند شیه لله از سران منطقه کوچو بوده اند و همیشه خدمتگزار مردم در سخاوت رهبری و کمک به تهی دستان و مردانی صلح طلب متحدومنسجم بوده اند.

داستان درگیری و شهید شدن هوت مولاداد و پنج نفر از بستگانش: 

تقریبا حدود سالهای 1313 یا 1314 بنا به دستور رضا شاه تمام خوانین محلی را دستگیر میکنند از جمله بعضی از حکام منطقه دشتیاری و اطراف را که در راس انها اقایان عبدی خان سردارزهی یوسف خان دلاور خان و حاجی کریم بخش سعیدی . این افراد پس از دستگیری از زندان کسی را بسوی میر نوازخان فرزند نواب کلاتی گسیل می دارند و از وی میخواهند تا شورش و نا ا منی براه اندازد نامبرده هم در منطقه مزبور شورش میکند و سپس عبدی خان وارد عمل می شود با مسئول می گوید که اگر شما مرا ازاد کنید و یک نفر افسر و چند ماموربه همراهی من بفرستید بنده نوازخان را دستگیر کرده و تحویل شما خواهم داد مسولین قبول می کنند .
سرگرد منصوری با تعدادی مامور با همراهی عبدی خان عازم منطقه می شونند ولی قبلا عبدی خان طبق یک نقشه هوت ابراهیم فرزند هوت مولاداد را درجریان قرار میدهد و به او می گوید وقتی که ما می اییم انجا شما یک نفربنام نورمحمد فرزند میروک که هم شکل نوازخان بوده در اتاقی نشانده وبمحض اینکه ما وارد شدیم شما سرگرد منصوری را با ما موران محاصره کرده و دستگیرشان کنید .انها نیز با امادگی کامل می نشینند سرگرد منصوری با مامورین و عبدی خان انجا می رسند و وارد اتاق می شوند اقا یون هوت درا هوت ابراهیم خان محمد فرزند جان محمد شیرمحمد فرزند هوت مولاداد قادربخش فرزند دادمحمد و میراشرف فرزند میر احمد. سرگرد منصوری بمحض وارد شدن به اتاق توسط افراد نام برده با مامورین همراه دستگیر می شود دست و پایشان را بسته می اندازند.
بعد از این واقعه عبدی خان از سرگرد منصوری میخواهد که یک نامه به دولت بنویسد و در مقابل ازادی خودش باید خوانین دستگیر شده را ازاد نمایند . سرگرد دیگر چاره ای ندارد و نامه را می نویسد و به دست یکی از مامورین می دهد سر انجام زندانیها ازاد می شوند . سپس هوت مولاداد هم دستور می دهد تا سرگرد منصوری را ازاد کنند . سرگرد منصوری پس از ازادی به چابهار می رود و ازانجا به مرکز ولی قبل از رفتنش به مرکز دستور می دهد که هوت ابراهیم فرزند هوت مولاداد را دستگیرکنید و به مرکز بفرستید . این خبربه گوش هوت عبدالرحیم فرزند هوت حسن می رسد هوت عبدالرحیم یکی از شخصیتها ی سرشناس منطقه چابهار و باهو و یکی از تجار چابهار بوده است و نسبت خویشاوندی نزدیکی با هوت مولاداد داشته هوت مراد و برادرش جان محمد فرزندان هوت پیرو با وی درکارها شریک بوده اند . هوت عبدالرحیم به جان محمد می گوید شما هر اقدامی که نیروهای دولتی می خواهند انجام دهند هوت ابراهیم و هوت مولاداد را با خبر سازید. اقایان توسط هوت جان محمد در جریان می شونند ضمنا خود هوت جان محمد در این جنگها پیشا پیش علیه مامورین دولتی شرکت کرده است .
در هر صورت تعقیب شروع می شود پاسگاهای تلنگ باهوکلات و راس انها هنگ شهرستان چابهار خلاصه با هر روز تعقیب و گشت مامورین پاسگاه تلنگ هوت ابراهیم را دستگیرمیکنند. ولی در عین دستگیری هوت مولاداد اطلاعی نداشته است بعد از شنیدن دستگیری فرزندش با همراهی شیه شیران فرزند شیه لله به طرف مامورین حرکت میکنند هرچه زود ترخودشان را به ماموران می رسانند و از انها التماس میکنند که هوت ابراهیم را رها کنند ولی ماموران به انها توجه ای نمی کنند لذا هوت همراه انها می رود. برادران و افراد هوت ابراهیم از این ماجرا اطلاع یافته در سرراه که نزدیک روستای دک می رسند در انجا کمین میکنند البته هوت مولاداد از کمین افرادش برسرراه ماموران بی خبربوده و این افراد بجز کارد چاقو و چماق چیز دیگری با خود نداشته اند ماموران بمحض نزدیک شدن به روستای دک افراد کمینگاه به طرف انها یورش میکنند و انها را دستگیرمیکنند ولی یکی از ماموران
بنام اقای مرادعلی از دست علی محمد فرزند هوت مولاداد و کما لان فرزند گل محمد رها شده و همه را به گلوله می بندد که شش نفرزخمی میشونند دو نفرازمیان زخمی ها بلافاصله شهید میشونند و ازطرف دیگر گروهی ازماموران به طرف خانه ها هجوم می برنند تا چپاول و غارتگری کنند بعضی ازافراد برای جلوگیری ازغارتگری به طرف خانه ها میروند که درگیری شدیدی با ماموران مواجه میشود بعضی از مامورین دراین درگیری کشته میشونند ولی متاسفانه همه شش نفر زخمی شهید میشونند و ماموران سرهایشان را بریده و با خود حمل میکنند درضمن هوت درا فرزند شهداد سر یکی از ماموران را می برد.
اسامی شش نفر ازشهید شده گان عبارتنداز:1)هوت مولاداد فرزند هوت شیرمحمد
2)شیه شیران فرزند شیه لله سن 50سال
3)پیرمحمد فرزند خداداد برادرزاده هوت مولاداد سن حدود 45سال
4)دوست محمد فرزندموسی فرزند دوست محمد نوه برادرهوت مولاداد سن حدود25سال
5)ملا عمرفرزنددلمراد خواهرزاده هوت مولاداد سن حدود 50سال
6)غلام محمد فرزند جان محمد از طرف مادرش هم نوه برادر هوت مولاداد (دوست محمد برادر هوت مولاداد) و طرف پدرنوه هونک ازقبیله حملی ها.
این شش نفر بدون سر در قبرستانی جوار روستای دک تلنگ دفن هستند.
هیچ اطلاعی درمورد سرهای بریده شده این شهیدان نیست که به کجا برده شده اند ایا در کرمان یا درتهران.
بعد از این ماجرا احتما لات حمله دولتیها بیشتر بیشتر میشود هوت ابراهیم ازمحل سکونتش که گراندی بوده است کوچ میکنند و پراکنده می شود هوت ابراهیم با برادرانش و دهها خانواده دیگر از قوم و خویش سا کنین کوچو با کمک هوت جان محمد فرزند هوت پیرو و هوت عبدالرحیم فرزند هوت حسن راهی پاکستان میشود درانجا توسط مامورین انگلیسی دستگیر میشونند ولی بعدابا ضمانت یکی ازسران قبیله هوت باسم اقای هوت شاهوازاد میشونند و در اطراف شهر بندری کراچی در ملیرسکونت پذیر میشونند. تا هنوز بعضی ازب اقی مانده این خانواده ها درانجا زندگی میکنند. بعد ازمدتی سکونت خودشان برای جوش انتقام بدون خانواده به منطقه بر میگردنند .
هجوم افسری بنام بهمن و کشته شدنش توسط افراد هوت ابراهیم ادامه دارد...............

شئرهوت مولاداد فرزند شیرمحمد (قسمت اول بلوچی)
شاعر: عبدالرحمن عباس
اجرا شده توسط : ملا کمالهان هوت و قادربخش ملازهی
بی شمار و صف زیب ایت په شاهین قادرا
مدح و توصیف په درین محمد پیگمبرا
هرچهار گوهرمن ستک انت یکبرا
ا دوئین شهزادگ امام چمانی سرا
دعای لوتان چه بغداد عبدالقادرا
گد چه مدحان گوش کن ات بیلان رندترا
من کسه کاران په مزن نامین مهترا
دو سه گالون جورات انت نوکین دپترا
پر گهین هوت درحدیسین دانشورا
مولاداد شیرمحمد سخی حاتم درورا
نشتگ ات باگین کوچونکشین گواتگرا
بر شجاعت و مردی پاشک ات هرگورا
چورو ومسکین وگریبانی اپسر ات
نان پروان ات بهرت په وار وبزگران
زرتگ ات براتان انچوکه میرین چاکرات
کل بلوچستان چهارطرف نامی ظاهرات
دورهماروچی وش ات انت کوچو برهم ات
سید وشیه و اولیاهانی منزل ات
هرکسی گپ ومجلس وتران جاگه ات
هوت مزن پهرین گون وت وبراتان سرجم ات
دیکی ات راج اهنین پهلا کائم ات
جی هما باری که دور هما روچی وش ات انت
که کوچوورنا زهمجنین درها یک مشت ات انت
کارسر وجتک گون گلامان شرکارات انت
کیلگ ونوکبندین دگاراش گلزارات انت
سرنتابین کانتک بروت همراه ات انت
گرکی گون ده تیرین کتاران الگارات انت
پیش ده وهمیلان عجب جلوه دار ات انت
گردش وسیلان پروکاب پیلان سوار ات انت
هرچی منی هوت امرکت پرمان دار ات انت
هوت مزاربیمین درکدیم بیه دار ات انت
چورو ومسکین وگریب دردوارات انت
اومری نسل ابن ازهوت بجارات انت
شهداد چوتا تواریخان من یات ات انت
هاترنیست ات کوروین دنیا چوش کنت
همئ روچان بی اهتبارگون مان دروه کنت
بد تمیزین زالئ که وتی مردا ویل کنت
ساپ کنت گیوارا په دگه مردئ میل کنت
هجری سن 1356سیزده سد وپنجا وششا
یک انا گاه لگ اتگ دور په گردشا
انچوسیاد نشتگ ات شیتان سرکشا
هزدروپری کش ات انت پکر دانشا
شوروی اورت وایرکت انت نز اتشا
شورهان برتگ لگ اتگ اس په جش جشا
بزان سردار عبدی خان سرنتابین مان گردشا
سرگرد منصوری بستگ چون ماننده پسا
هوت مزن پهرین گون وت و بیلان چند کسا
مان هما روچی هورات گون خان مجلس
اگوزی مردان هرکس وتی جا گه وش کتگ
ا افسر ایرانی مان اول گرندا درشتگ
نام هوت ابراهیم مان دپتران درج سبت کتگ
افسر و هوت وحاجیان تان چند مدتا
ناگهان ایک روچئ هداوند کدرتا
زهمجنین شیرا گردش وسیل میل کتگ
نیت په باگین جلگهانی سیل شتگ
کیلگ ودشت وکوردپ وزیدئ سیل کتگ
بزان روچ هما انت که مکرئ گدارسازاتگ
شاه ایرانی افسران یک فوجئ جم جتگ
توارش په هوت ملگی با لاد کتگ
ما تئی مامورین ترافوج سرهنگ لوت اتگ
تو وتا پیش مهترئ کانین لیک اتگ
مرچی بیا حاضربئ مئی کاروهزمتا
ا کوچوی سرخیلین مرادارا چون کتگ
چک ترینت وگوشتئ گون هرسین بئ متا
نیست من پروا پر تئی بیم و دهشتا
چو تون ورنا اتکگ وچندئ باز شتا
من امیت واران چه وتی رب کدرتا
شکر انت که الله من رسول امت کتا
دست بندان گون پردگ پوشا پنج نوبتا
نهئ من انکار.شکرانت چه رب کدرتا
هرچ بد ونیکی پرمن شاه واه اتا
پادا و سرگرکه من وت کایان البتا
هوت مزن پهرین گون وت وچندئ سنگتا
هما شیه فقیرترزین گون ات هوت سنتا
ا کسگلین سالار.گون همایان هور شتگ
گوست انت چه دک جمبری هوران بن جتگ
شرتگ واهران مان هما روچی سرکتگ
کوشا کش ات وجمبران گوارشت مان کتگ
برهنگین دنا گپتگ ات بوجیگ نوبتا
پلمل شاگ چه چندنین دورا لیت اتگ
نون زانتگ هوت که مئی وشدلین باریگ جتگ
هاتری ششتگ چه کوچوئ عیش وعشرتا
چه جن و چک و مال ودنیا و ملکتا
ابراهیم مولاداد سرنتابین پر همتا
چو دیگی جوش ات پیسری زهروکنتا
دستئ سک کت مان بدتمیزین بد هرمتا
انچو گوسپند هنجرئ لاپ سک کتگ
مثل کساب سینگ وونگ چرم جتگ
برنوالمانی چه چمایی دست زتگ
پرزهئ سامان ا. بدیگان چپی کتگ
اسپرینگ توپکئ چما جاه هت اتگ
لتک دست چه نیمگ راه گت اتگ
اسنین میل زرتگ چوماننده شتگ
منان منان دیم په هونیگان شتگ
جنگ گون جورین دشمنان بی واری کتگ
چئ گورا هوت چا گورا ایرانی سوار
جنگ میدان لگ اتگ تبلانی توار
بزان گوندلان پرینتین نهگین عالی تبار
مولاداد شیرمحمد کوچوئ والی نامدار
ایراتک چه ساندی دریپگان دنگین سرمچار
شیه فقیر ترزین هوت همراز و همکتار
پهک شهید بیت انت پرکراما تین برکت دار
پیرمحمد هداداد دوست محمد موسی نامدار
ملا اومر ابن دلمراد ملین زیب وسار
گون منی هوت کپتگ انت نزیک گور په گور
زهرکن و پر جوش ات غلام محمد شیر نر
ابن جان محمد هونک ول پل و بر
مرتگ گون هوت توروان جان محمد پسر
برهنگین دنئ وپتگ انت پنچ وشش همکنار
پنچ جرین ورنا یکی هما سرخیلین نامدار
دوربدل بیتگ کوچوئ رنگ بیتگ گبار
گریونت مئی کوت ماتم انت کوه ودرچک ودار
هتلی ماهین جن انت زاری و زار زار
درحدیسان قسمت بکن جنت گل وگلزار
من عاجزی پریاتان کنان ربی گوش بدار
عبدالرحمن عباس توچری هدا گوند بدار
ا غلط پهمین کسه وگپان چو میار
پریات گون الله بکن بنده هاکسار
دین و ایمان منی عزت ولجا برکرار
من هم شهیدی قسمت بکن یا پرورذگار.

 

........قسمت دوم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مقاله ای تحت عنوان شهدای کوچو (قسمت دوم)
 
نویسنده: اسلم هوت
هنوز اتش حملات قبلی فروکش نشده که جلادهای رضا خانی به بعضی از دهات کوچو حمله میبرنند و کشتزارها و کاه دان های مردمان را به اتش میکشنند مشک های اب را با نوک نیزه های تفنگ هایشان تکه و پاره میکنند گاو و گوسفندها را به چپاول میبرنند هوت ابراهیم و یارنش گاه گاهی حملاتی علیه مامورین انجام میدهند و انها را از مرکز کوچو یعنی از دهستان کوچو و شدیگ نالود گازگر دک دنگری کالدان میناب و دو دور کچ و ترایی که به یکدیگر در فاصله های پنج تا چهل کیلومتری قرار دارند متواری میکنند ولی هجوم و حملات مامورین در ناحیه و اطراف این مناطق ادامه پیدا میکند از جمله به طرف شرق ده سند باروزهی که با خط جاده چابهار ایرانشهر نزدیک بوده و به پاسگاه باهوکلات چندان فاصله ای نداشته و دیمپگ بل سلیمانی و جگرانوارو و بعضی از دهات اطراف .

 و ازطرف غرب به دهات دیرمان چرک و چند دهات د یگر که در نزدیکی پاسگاه تلنگ واقع بودنند . یکی از افسران جلاد رضا شاه بنام بهمن ده سند را بعنوان اقامتگاه و مرکز مامورین جهت حمله و گرفتن مالیات از مردمان دهات اطراف انتخاب میکند.
بهمن یکی از سفاکترین افسرانی بوده که هیچگونه رحمی به مردم نمیکرده است و همیشه از مردم بیگناه و کشاورز مالیات گرفته و مردم را مرتکب بودن به هیچ جرمی اذیت و ازار کرده است. در این اثنا احتمال اعزام مامورین به ناحیه بیشتر بیشتر میشود و فشاربه مامورین محلی باهوکلات و اطراف در جهت دستگیری هوت ابراهیم و قوم و خویشانش از جمله هوت درا هوت صدیق هوت جان محمد میریارمحمد هوت سیدمحمد هوت شیرمحمد هوت دادرحیم و دیگر افراد هوت ابراهیم بیشتر میشود ولی کسی از چریکهای محلی جرات نمی کرده که برای تعقیب بطرف هوت ابراهیم و یارانش برونند بقول جد بزرگوار هوت درا که در جلسه ای با پدر مهربانم صحبت میکرد ( خدا هردورا درجوار رحمتهایش قرار دهد) بنده درپای صحبتهای ایشان نشسته بودم می گفت ما در یکی از درگیریهای مان با مامورین در ده بل شروع به گرفتن سنگرها کردیم چرا که مامورین ناگهانی به ما هجوم کرده بودنند بنده مجبور شدم یک جوئی را برای سنگر انتخاب کنم یو دیدم که یکی از چریکهای محلی ساکن باهوکلات (اقای فلان) با دوتا مامور دولتی دیگربمن نزدیک شدند بنده با اواز بلند گفتم تو نسبت به من خویشاوندی داری دراین صورت نمی خواهم به شما شلیک کنم لطفا برگردی گفت بنده را مجبورکرده اند تا شما با ما بیائید. گفتم دهنه میله تفنگ به طرف شما است تیر بنده هیچ به خطا نمی رود ولی جان خود را به هدرنده بنده مجبور شدم یک تیر از کنارش شیلک کنم دیگر با مامورین عقب نشینی کردنند .
ازار و اذیت مامورین نسبت به مردم بی دفاع زیادتر میشود. هوت شهداد فرزند سلیمان در خطاب به هوت ابراهیم و به مبارزین جوان کوچو میگوئید مامورین رضا شاه قوم و خویشان ما را شهید کردنند بیشتر دهات اطراف را به اتش کشیدند تا هنوز هم مردمان بیگناه را اذیت میکنند پس از این به بعد باید یک اقدام جدی بر علیه مامورین گرفته شود. هوت ابراهیم که همیشه با عزمی استوار درپی انتقام بوده به یارانش چنین مگوئید از این به بعد بیشتر متحد و منسجم شوئیم و اماده گی بیشتر داشته باشیم و همچنین نیروهای مان را بیشتر کنیم. و غیر این صورت باید از اینجا کوچ کنیم و به طرف خاک کشور دیگری برویم . ولی همه جوانان جمع میشونند و اماده گی خودشان را در جهت حمله بر علیه مامورین اعلام میکنند. بالغ برسی تا سی و پنج نفرجمع میشونند تصمیم گرفته شبانه ده سند را که مرکز مامورین بوده محاصره کنند قبل از محاصره اهلی ده سند را در جریان قرار می دهند. البته از طرف اهالی ده سند به هوت ابراهیم در مورد فعالیت مامورین وقفه وقفه خبرداده میشود. هوت ابراهیم با یارانش در عین شبی ده سند را محاصره میکند که بهمن افسر سفاک رضا شاه با چند مامور صبح روز بعد قصد رفتن به چابهار میکند اقایان هوت ابراهیم هوت درا هوت سیدمحمد هوت شکر هوت صدیق هوت داد رحیم هوت شیرمحمد و میریارمحمد فرزند گل محمد بعضی از این افراد بر سر راه کمین میکنند و تعدادی دیگر به هدف مورد نظرا در ده سند
حمله ور میشونند. درگیری شروع میشود بهمن مورد هدف سیدمحمد قرار گرفته و کشته میشود بقیه همه مامورین تک تک توسط یاران هوت ابراهیم کشته میشونند به این صورت مردمان بیگناه ازشر مامورین جنایتکار ازاد میشونند . و مامورین پاسگاه تلنگ مجبور میشونند برای مدتی پاسگاه را ترک کنند. وضع برای مدت طولانی ارامتر میشود.

پناه خواستن میر نیاز حاکم منطقه شگیم از هوت ابراهیم و شهید شدن هوت ابراهیم
بخاطر میرنیاز و خانواده اش............................ادامه دارد قسمت سوم شئرهوت ابراهیم فرزند هوت مولاداد (بلوچی قسمت دوم) 

شاعر: عبدالرحمن عباس
اجرا شده توسط : ملا کمالهان هوت و قادربخش ملازهی و ملا غلام قادرملازهی
بیا تو پهلوان نامدارین
درمحمد شکر گپتارین
شئرو شائری تئی کارین
شاگئ زیر.بیار زیبدارین
دارئ چندنین دول دارین
گروهی پهرهی نقش کارین
سیمی مسکل انت ابدارین
زیل و بام بکن پلگارین
سواربئی مرکبئ رهوارین
نند مان مجلسئ گلزارین
ا دیوانئ تها هاموشا
چنگ دربکن چه پوشا
تاب دئی گروهگان همگوشا
من کاران کسهئ انچوشا
په شیر بیمین ملک اندیشا
ابراهیم عدو سر پر وشا
زهر و کنتان پر جوشا
هوت بی گناهین کوشا
نشتگ تنگ دل وهاموشا
هوت ماتم و سر جاها
تا که مدتئ چهار ماها
نشت انت سرجم ویکجاها
کوم وهیش تمام برجاها
گشتگ کسگلین ورنائا
چارت پر وتا جاگاها
مال و کهچر و بنجاها
دشت وکیچ تنا کولواها
ما پشتیگ کنین دریائا
سندئ میزرین بارگاها
پلان من هاترا هر جاها
من ارام نئیت ائ جاها
براتان من نگندان درها
من سوگند انت په کلام الله
ارپین پت و همراها
شیه وتیگ جنین گمراها
گوشتین مهترین پرگواتا
علی محمد نیکو زریاتا
شیرمحمد مزار شهماتا
درمحمد یلین سوگاتا
ملا بائی هان گون براتا
لله چو کینگان پر گواتا
کول انت په هدائ زاتا
گون تو حاضرین هروهدا
صدیق چه بیانان زیاتا
انچو که اهنین پولاتا
ملا عبدالنبی چو چستگ
تیگئی په بدیگان رستگ
درا چو گنوکین مستا
پیندی سستگ ات سردستا
سید محمد نیکو زریاتا
هوت زهمجنین برازتکا
یارمحمد په بلوچی پتتا
هوت سنتا هور بیتا
زهرات دشمنانی واستا
گوشتا کسگلین بهزاتا
هوت نان دئین گوهارزتکا
شهداد سلیمان گشتگ
کوچو از ما هدا ئیا برتگ
منی ناکو بی گناها کشتگ
هر چند کنان توصیفا
گیش انت اچ منی تعریفا
هما ایرانی کدیمی شاها
هر چی کوچو ورنائا
میان اش بستگ په داوائا
گشتگ در حدیسین هانا
گل محمد هما دیوانا
پهر انت په وتی براتانا
چک داتگ منا رحمانا
برازتک په بلوچی شانا
هورانت گون شمئی تاوانا
بندات همتپاکی میانا
چو بالاچ و نکیبو جوانا
مئیل ات دشمنین مردانا
جواب دات جورجوابین شیرا
ابراهیم یلین بیر گیرا
گوشدار ات منی تقریرا
کول انت پروتی پنچ تیرا
پت کشتگ منی بئ تکسیرا
شاهئ افسر و مامورا
منی پسئ گم مسال سورا
منا لگ انت چو وتاسی تیرا
هورگون زهمجنین دلگیرا
پاداتکگ وتی جهگیرا
تیر ماهین شپان گردیرا
تهارماه انت اگر اندهیرا
اتک انت چوشدیگین شیرا
یک روچئ هدای حقا
بهمن چو وروکین گرکا
ملک کپتگ ات چو ترکا
چپت انت تی گریب نا حقا
پل کت بد تمیزین زکا
دات انت تی پروتی مالواران
چندین پلتن و گات داران
و اتر کت پدا مالوارا
درکپت اچ بندرئ چابهارا
ملکان رپتگ انت یکبارا
فرمان داشتگ ات سرکارا
سند ئ مهزرین بازارا
هال رپتگ ات پر بارا
هوت مجلس و دربارا
بد برتگ نیکو کردارا
هوت ابراهیم یلین سردارا
گون برین زهمجنین دردوارا
صدیق گون وتی اسگوارا
گرندایت چو گروک وهورا
گوارانین چما سرکورا
انچو موسمی تر هورا
پتی مل ات انت چو هارا
دیم په بهمن دیدارا
سند گپتگ ات چهاردورا
بهمن نشتگ ات سرداری
فوج و پلتن وگات داری
توار کت سرنتاب جاری
بله ترا لگ اتگ سرکاری
روزگارات کتگ مالواری
قبرانت چه ترا بیزاری
عرض گر هدا گوشداری
گون تو است منا دیداری
جنگ وگوندکین پیکاری
بهمن جهجتگ بی واری
چهارگوش وهدنگ ولاری
داشت انت چوت بروتان کاری
دنگ لگ ات انت سیاهماری
رپتگ چه سرا تاج داری
بیلان پل کت انت الباری
ائی وش رواجین مهری
هرجین و نپاد و گالی
دل چه کینگان بیت هالی
برگشت انت پدا زیب وفر
ابراهیم یلین نیکوفر
مل و توکلین دنگین نر
هوت دستکشین ول بر
تانکه زندگ ات ا تاجدار
وت براتئ نه کرتگ ازار
عبدالرحمن چمئ هد دار
گون الله بکن عرض بسیار
سهمی کسه رندا بیار.